سکوت جاودان

خیلی تصادفی ولی پر از عشق آمدم

سلام دوستای عزیزم بخصوص گلدونه و ستاره بانو و کیانا که جویای حال بودن

النا هم خوبه و داره بزرگ و بزرگتر میشه ولی من هنوز روال عادی زندگی رو به دست نیاوردم و دلیل غیبتم اینه

نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩٢/٧/۱٤ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ توسط vahda نظرات () |

النای ناز من پاشو به این دنیا گذاشت تو روز دوم ماه قشنگ رمضون تاریخ 92/4/20 اینم عکس دخملم

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٢/٥/۱٠ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ توسط vahda نظرات () |

سلام دوستای عزیزم حالتون خوبه امیدوارم همگی رو فاز مثبت باشین من و النا هم خوبیم بلههههههه الناخانوم اسم دخملیه که توسط باباجونش تصویب نهایی شد این روزا درگیر کارای خونه بودن مامان اینا البته منم دارم همش به زایمان فکر میکنم روزای پر استرسیه انقدر سنگین شدم که راه رفتنم هم سخت شده تقریبا بعد از 28 روز النا خانوم میاد بغل مامانش 

راستی یه خواهش ازتون داشتم اگه میشه رمز عبور مطالبتونو برام یه بار دیگه بذارین فراموششون کردم این از سندرمو بارداریه بخصوص گلدونه و کیانا هرچی سعی کرئم نتونمستم مطالب جدیدو بخونم

نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩٢/۳/۱٩ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ توسط vahda نظرات () |

سلام به همه دوستانی که این همه مدت من نبودم اونا هم نبودن امیدوارم حال همگی خوب باشه من و دخترمم خوبیم تو این مدتی که نیومدم به دلیل این بود که دیگه سر کار نمیرم و نمیتونستم بهتون سر بزنم ولی الان از خونه دارم مینویسم اون هم بعد از مکافات فراوان . خونه نشینی سخته و کسل کننده ولی دیگه نمتونم زیاد جنب و جوش داشته باشم انگاری سنگین شدم این وضیعت سخته ولی وقتی یکی این تو بهت لگد میزنه بخاطرش همه چیزو تحمل میکنی .

نوشته شده در جمعه ۱۳٩٢/۱/۳٠ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ توسط vahda نظرات () |

رنگ جوراب من معلوم شد

 

 

 

 

 

صورتییییی

لطفا برام اسم پیشنهاد بدین

نوشته شده در شنبه ۱۳٩۱/۱٢/٥ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ توسط vahda نظرات () |

سلام به همه دوستای عزیزم

روزهای سختی رو گذروندم و حالاهم یکمی کمتر شده بدحالیم از همین جا به کسانی که قصد حامله شدن دارن اعلام میکنم بارداری مساوی مریض حالی کامله یعنی هر چی فکر کنین سر آدم میاد از پا درد بیخوابی بگیر تا جوش صورت و انواع دردسرها الان هم دارم این مطلب رو مینویسم تمام بدنم کوفتگی داره شبم نخوابیدم چشمام قشنگ پفیده . طی آزمایش های اخیر یه مورد شامل کم خونی شدید هم اضافه شده روی موارد فوق و به علت مشکلات گوارشی مصرف قرص آهن هم برام سخته فقط روزشماری میکنم از این وضعیت بزودی خلاص بشم شماهم دعام کنین اگه کسی هم قصد حامله شدن داره اولش در حد بالایی به خودش برسه تا تحمل این وضیعت رو بتونه بکنه .  

نوشته شده در شنبه ۱۳٩۱/۱٠/۳٠ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ توسط vahda نظرات () |

وقتی برای داشتن چیزی رغبت داشته باشی تمامی مشکلاتش رو هم با جون و دل تحمل میکنی تا به خواسته ات برسی وای به روزی که دلت نخواد و مجبور باشی این همه عذاب رو تحمل کنی تو این روزها به جز حال روانیم وضعیت جسمیم انقدر بد که واقعا می تونم بگم به زور سر پام به شدت ویار دارم تا حدی که غذا برام مثل شکنجه شده نمی تونم چیزی راحت بخورم و بقیه مسائل هر بار که حالم بد میشه زمین و زمانو قاطی میکنم آخر سر هم جز گریه کاری نمیتونم انجام بدم

نوشته شده در دوشنبه ۱۳٩۱/٩/٢٠ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ توسط vahda نظرات () |

بارداری ناخواسته اتفاقی که تو این وضعیت میتونست به سرم بیاد در حد یه دنیا غمگینم

نوشته شده در دوشنبه ۱۳٩۱/٩/۱۳ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ توسط vahda نظرات () |

Design By : Mihantheme